
| 29.10.2010 |
|
||||||||
![]() «آیا رسانهها به رویارویی فرهنگها دامن میزنند یا سعی در کاهش آن دارند؟» این پرسش کلیدی اولین پانل کنفرانس "نقش رسانهها در گفتگوی میان فرهنگها" بود که در روزهای ۲۵ و ۲۶ اکتبر به ابتکار مشترک وبسایت تحلیلی "قنطره"، وزارت خارجهی آلمان و دویچهوله در شهر برلین برگزار شد. پایگاه اینترنتی "قنطره" هدف خود را برقراری گفتوگو میان کشورهای مسلمان تعریف کرده است. این وبگاه به چهارزبان انگلیسی،عربی، ترکی و اندونزیایی مصاحبهها و گزارشها و تحلیلهایی را درباره مسایل فرهنگی،اجتماعی و سیاسی کشورهای مسلمان منتشر میکند. دو شرکتکنندهی این پانل، چهرههای شناختهشدهای در دنیای رسانهها بودند. "عبدالباری عطوان"، سردبیر روزنامهی پرتیراژ و پان عرب "القدس العربیه" است که در لندن منتشر میشود. این روزنامه تا بهحال چندین بار به خاطر انتقادهای تند و صریحش از دولتهای عرب در برخی از این کشورها از جمله مصر، اردن، عربستان سعودی و سوریه ممنوع شده است. نام"عبدالباری عطوان" اما بیش از هر چیز به دلیل مصاحبهای که وی در سال ۱۹۹۶ با "اسامه بنلادن" رهبر شبکهی تروریستی القاعده انجام داد، معروف و در دنیای رسانهها بر سر زبانها افتاد. عطوان برای مصاحبه با بن لادن، لباس افغانها را برتن کرد، ساعتها در دل کوه راه پیمود تا بالاخره به غاری که در آن زمان بن لادن در آن پناه گرفته بود رسید. عطوان که منتقد جدی حملهی نظامی آمریکا و کشورهای اروپایی به عراق و افغانستان بوده و هست میگوید، سفرش به اعماق کوهها برای مصاحبه با بن لادن، ترسناکترین و عجیبترین تجربهاش در طول بیش از سی سال حرفه روزنامهنگاری او بوده است. دیگر شرکتکنندهی این پانل، "مایکل اسلکمن"، رئیس شعبهی تحریریهی روزنامهی "نیویورک تایمز" در برلین بود. مایکل اسلکمن پیش از این نیز رئیس دفتر نیویورک تایمز در قاهره بوده است و سابقهسالها کار و سفر در خاورمیانه را دارد. عبدالباری عطوان عمیقاً معتقد بود که رسانههای غربی به تضاد و برخورد میان تمدنها دامن میزنند و این جدالها را عمیقتر میکنند. او تاکید داشت که رسانههای غربی شناخت درستی از فرهنگ کشورهای مسلمان ندارند و دولتهای غربی هم با همین شناخت مخدوش از خاورمیانه تصمیمهای فاجعهبار اتخاذ میکنند. عطوان در جایی از صحبتهایش گفت: «وقتی امریکا تصمیم گرفت به عراق حمله کند، یک مقام عالیرتبهی ارتش آمریکا که با او مصاحبه میکردم به من گفت که تو بدبینی! من به تو قول میدهم ظرف هجده ماه اوضاع عراق آرام و درست میشود و بعد هجده ماه من تو را به عراق دعوت میکنم تا خودت اوضاع منظم عراق را ببینی. من به او گفتم من به تو قول میدهم بعد از هجده سال هم وضع عراق بعد از حملهی نظامی سروسامان نخواهد گرفت و عراق بعد هجده سال باز غرق در مشکل و درگیری و اختلاف خواهد بود. حالا هفت سال از حملهی نظامی آمریکا به عراق گذشته است و این کشور هنوز غرق در مشکل است و من منتظر که آن مقام نظامی مرا به عراق دعوت کند!» مایکل اسلکمن اما میگفت، به نظرش مشکل بیشتر آنجاست که یک واقعه و نوشتهی مشخص، در ذهن مخاطب غربی و مسلمان یک معنی را القا نمیکند و برداشتهای آنها با توجه به پیشزمینهی فرهنگیشان متفاوت است. اسلکمن برای این ادعایش مثال جالبی زد و گفت:«چند سال قبل یکی از مقامات بانک جهانی به من میگفت، مایلاند شعبهای از بانک را در ایران افتتاح کنند. میگفت با یکی از مقامات ایرانی دراینباره صحبت کرده و او جواب مثبت داده است. پنج سال بعد وقتی دوباره این مقام بانک جهانی را دیدم و از او پرسیدم چرا هنوز بانک جهانی شعبهای در ایران باز نکرده است گفت، حالا فهمیده که در ایران "بله" به معنای "شاید" و گاه حتا "شاید نه" است.» شاید ماجرای کاریکاتورهای روزنامهی دانمارکی درباره پیامبر اسلام را بتوان اوج دامن زدن رسانهها به اختلافات و برخوردهای فرهنگی دانست. عبدالباری عطوان رنجیدهخاطر میگفت حیرت کرده که آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان اخیرا در مراسمی از این کاریکاتوریست تقدیر کرده و به او جایزهای اهدا کرده است و معتقد بود چنین اقداماتی دامن زدن هرچه بیشتر به شکافهای میان فرهنگها و جدال تمدنها است. مایکل اسلکمن اما تاکید بر جنبهی دیگری از این ماجرا داشت. او میگفت خودش با مسلمانان بسیاری صحبت کرده است که اصلاً کاریکاتورها را ندیده بودند و فقط تحت تاثیر اطلاعات نادرست برخی از رسانههای عرب معترض به چیزی بودند که نمیدانستند چیست. او تاکید میکرد که وقتی آزادی بیان به مثابه یک اصل وجود دارد و محترم است نمیتوان جلوی انتشار خبر یا تصویری را گرفت. در این همایش عطوان معتقد بود که آزادی بیان با آزادی توهین متفاوت است، ولی اسلکمن تاکید داشت که او هم با آزادی توهین مخالف است اما آنچه در ذهن عطفوان معنای توهین میدهد برای او به مفهوم توهین نیست و این خود دوباره شاهدی برای نظر اوست که یک حرف مشخص، در ذهن مخاطب به دو شیوهی متفاوت تفسیر و درک میشود. بیستسال پیش ساموئل هانتینگتون، متفکر آمریکایی نظریه معروف و جنجالی خود با عنوان "برخورد تمدنها" را در کتابی با همین عنوان انتشار داد. ده سال بعد سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور سابق ایران نظریه "گفتوگوی تمدنها" را مقابل نظریه هانتینگتون ارائه داد. در پی آن سازمان ملل متحد نیز سال ۲۰۰۱ را سال گفتوگوی تمدنها نامید. در پایان اولین دههی هزارهی سوم میلادی، با درگرفتن دو جنگ در منطقهی خاورمیانه و احتمال درگیری نظامی با ایران، به نظر میرسد شکافهای رسانهای و نبود درک مشترک میان رسانههای غربی و رسانههای کشورهای مسلمان عیانتر از پیش شده است. حدود یک هفته پیش آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان اعلام کرد که ایدهی "جامعهی چندفرهنگی" در آلمان شکست خورده است. در سراسر اروپا و جهان اسلام نیز برخورد و اختلاف میان بومیها و مهاجران عیانتر شده است. شاید بتوان به این پرسش پاسخ داد که چرا هنوز بیست سال پس از طرح نظریه برخورد تمدنهای هانتینگتون، این نظریه بیشترین ارجاع را در مقالههای جامعهشناسی و سیاسی دارد. فرناز سیفی |
||||||||
|
||||||||
| 19.10.2010 |
|
||||||||
![]() بزرگترین نمایشگاه کتاب جهان برای شصت و دومین بار در فرانکفورت از ۶ تا ۱۰ اکتبر برگزار شد. بیش از ۷ هزار نمایشگر از ۱۱۱ کشور جهان غرفههای خود را در زمینی به مساحت ۱۷۲ هزار متر مربع برپا کرده بودند. ۱۱۰ هزار عنوان تازهچاپ در نمایشگاه به نمایش درآمده بودند. اما جز خبرهای معمولی خبرهای دیگری هم بود. بزرگترین کتاب جهان: انتشاراتی میلنیوم هاس Millenium house از استرالیا بزرگترین کتاب جهان را به طول ۱۱۸۵ و عرض ۱۴۵ سانتیمتر به نمایش گذاشت. این کتاب ۱۵۰ کیلوگرم وزن دارد و نقشههای جغرافیایی کشورهای گوناگون را دربر میگیرد. از سوی دیگر کتاب راهنمایی و رانندگی کاپیتان بلابر برای بچهها که به زبانی شیرین و ساده، راه و چاه پیادهها و سوارهها در خیابانها را به بچهها گوشزد میکند، به عنوان قطورترین کتاب جهان در ۵۰ هزار و ۵۶۰ صفحه از چاپ درآمد. این کتاب را که در آن ۴۰ هزار کودکستانی و دبستانی با نقاشی و عکس همکاری داشتهاند، میشود به قیمت ۱۰ هزار یورو خرید. کتاب کاپیتان بلابر را انتشاراتی سایتگایست Zeitgeist به پیشنهاد و پشتیبانی وزارت راه و ترابری آلمان تهیه کرده و در تالار کتابهای کودکان به نمایش درآورده است. آیپاد مرا امضا کن: کِن فالت Ken Follet رماننویس انگلیسی در حال معرفی و امضای کتاب تازهاش برای علاقهمندان در نمایشگاه فرانکفورت، غافلگیر شد. یکی از علاقهمندان که فایل رمان او را از فروشگاه مجازی اپل برای آیپاد خود خریده بود، آیپاد را جلوی او گرفت تا کتاب یعنی در اصل فایل کتاب یا دستگاه آیپاد را امضا کند. دولتی نخود هر آش: درحالی که از ۱۱۰ کشور جهان تنها ناشران آنها در نمایشگاه جهانی فرانکفورت غرفه داشتند، از کشور ما رایزنی فرهنگی سفارت و وزارت ارشاد بزرگترین غرفههای ایرانی را به خود اختصاص داده و با بیش از صد نفر به فرانکفورت آمده بودند. حتی جای انتشارات دانشگاه تهران هم امسال خالی بود و رایزنی بود که جور آن را میکشید. کتابی بحث برانگیز : تیلو زاراسین با کتاب جنجالی تازهچاپش «آلمان در حال برچیدن خود است» در نمایشگاه حضور داشت و در چند پرسش و پاسخ رسانهای شرکت کرد. کنجکاوان موافق و مخالف او بخش بزرگی از تالار شماره چهار نمایشگاه را اشغال کرده و چنان سر و صدایی به راه انداخته بودند که سخنان نویسنده را تنها میشد از تلویزیون و رادیو شنید. زاراسین در کتاب خود مدعی شده که زاد و ولد خارجیها در آلمان چنان است که تا سی چهل سال دیگر آلمانیها اقلیت کوچکی را در کشور خود تشکیل میدهند. او همچنین گفته است که قومهای بسیاری از شرقیها از نظر ژنتیکی تنبل و کمکارند. آینهی مدرن: تالار ویژهی آرژانتین به جز تصویرهایی از نویسندگان مشهور این کشور مانند بورخس و عکسهایی از تاریخ دیرپای بومیان آن سرزمین، نمایشگاه اختراعهای مدرن آرژانتینی هم بود. یکی از این اختراعها پردهای مانند پرده سینما بود که بازدیدکننده خودش را گویی روبروی آینهای ایستاده باشد، میدید. فرق این آینهی مدرن با آینههای دیگر این بود که تصویر، بزرگتر و روشنتر و زندهتر یعنی متحرکتر دیده میشد. اسکندر آبادی |
||||||||
|
||||||||
| 07.10.2010 |
|
||||||||
![]() همايش سراسری خاورشناسان آلمان، امسال برای سی و يكمين بار، از ۲۰ تا ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۰ (۲۹ شهريور تا ۲ مهر)، در دانشگاه فيليپ ماربورگ برگزار شد. اين همايش با هفدهمين كنگرهی جامعهی همكاریهای سرزمينهای خاوری در آلمان همزمان بود. بدين ترتيب شهر ماربورگ با دانشگاه ۷۰۰ سالهاش شاهد سخنرانیها، كنفرانسها و برنامههای ديگر علمی و فرهنگی از سراسر جهان بود. در دانشكدهی خاورشناسی ماربورگ كه چهار سال پيش با هفت استاد راهنما و چندين استاديار و دانشيار برپا شده، رشتههای گوناگون تاريخی، زبانشناسی، مردمشناسی، سياسی و اقتصادی، تدريس ميشوند كه ايران، تركيه، هند و چين، ژاپن، شمال آفريقا و همهی سرزمينهای ديگر خاورميانه را دربر ميگيرند. تلاشهای علمی و فرهنگی ثمربخش دانشگاه ماربورگ و دانشكدهی تازهبنياد خاورشناسی آن، باعث شده كه همايش يادشده امسال در اين شهر برگزار شود و به عنوان پلی فرهنگي، دانشمندان و علاقهمندان شرق و غرب را از سراسر جهان گرد هم آورد. نشستها و سخنرانيهای علمی اين همايش نيز گامی در شناسايی بيشتر تاريخ، زبان و فرهنگ كشورها و سرزمينهای نامبرده به شمار ميآيد. حدود يك هزار كارشناس و علاقهمند به بررسيها و پژوهشهای خاورشناسی در ۳۰۰ برنامهی سخنرانی بحث و تبادل نظر و برنامههای فرهنگی ديگر، شركت داشتند كه در اينجا جز اشارههايی كوتاه، مشخصا به بخش ايرانشناسی آن ميپردازم. همايش با سخنرانی پروفسور توماس بائر دربارهی برداشتهای غرب از ارزشهای اسلامی و برداشتهای مسلمانان از ارزشهای غربی آغاز شد. سخنرران اشارهای هم به حكم سنگسار عليه سكينهی محمدی آشتيانی كرد و به ياد آورد كه بر پايهی پژوهشهای او از سدهی شانزدهم تا آغاز قرن بيستم، تنها يك نمونه حكم سنگسار در كشورهای اسلامی ميشناسد كه به خاطر انجام آن قاضی شرع را در عثمانی آن زمان، از كار بركنار كردند. پنج سخنران در سمينارهای گوناگون در نخستين روز همايش، به موضوع تاريخنگاری و تاريخنويسی در ايران پرداختند. پروفسور فراگنر دربارهی نقش و نثر ادبيات در تاريخنويسی سخن گفت و اشاره كرد كه واژه ی اديب، تنها به كارشناسان ادبيات، محدود نميشود و دستكم تاريخ را هم دربر ميگرفته است. سخنرانان پس از او نيز نمونههايی از تاريخنويسان دورهی مغول و صفويه آوردند كه در برخی از آنها نثر زيبا و شيوا، متن و موضوع اصلی كتاب را تحت الشعاع قرار داده است. خانم پروفسور هوفمان از تاريخهای بلعمی و وصاف گفت كه هركدام تا چه اندازه از واژگان شعرگونه در بيان مطالب خود بهره جستهاند. بخش پرسش و پاسخ نشانگر احاطهی كامل كارشناسان ايرانشناسی بر زبان فارسی و موضوعهای سخنرانيهاشان بود. تاريخ صفويه كه بيش از ديگر دورهای تاريخی ايران، موضوع پژوهش ايرانشناسان بوده، در دومين روز همايش از گوشهها و جنبههای گوناگون بررسی شد. برای نمونه خانم خاباروا از كششها و رانشها و تنشهايی گفت كه ميان گرجيها و قزلباشها در زمان شاهعباس بوده و اينكه نقش خود او در اين ميان چه بوده است. در چهارمين روز به سخنرانيهايی رفتم كه موضوع كارشان خاطرهنويسی بوده است. رويا دهداريان از بزرگ علوی گفت و چند پژوهشگر ديگر از نويسندگان ايرانی ديگری مانند شهلا شفيق و گلی ترقی سخن گفتند كه در تبعيد و مهاجرت به نوشتن خاطرات، زندگينامه و داستان پرداختهاند. سخنرانی كتايون اميرپور دربارهی نظريههای عبدالكريم سروش و مجتهد شبستری دربارهی اسلام و تفسير نوين از آن، بيش از صد كارشناس و علاقهمند را به تالار دانشكدهی علوم انسانی كشاند. در روز آخر همايش، سری هم به ميزهای كتاب و غرفههای انتشاراتيهايی زدم كه كتابهای تازهچاپ خود را عرضه كرده بودند. در كنار انتشاراتيهای سرشناسی چون بك Beck, هارازوويتس و اولمز Olms, ناشران كوچكتری هم حضور داشتند كه برای خاورشناسان و علاقهمندان به اين رشته نامهای آشنايی هستند. خانم مريم بياتشاهي از نبود كتابهای آموزش زبان فارسی گفت و اينكه مخاطب اينگونه كتابها تا به حال تنها ايرانشناسان بودهاند. او گفت انتشاراتی خورشيد در فرانكفورت اين كمبود را برطرف كرده و خودآموزهايی درآورده كه هركس به كمك آنها آسانتر ميتواند زبان فارسی را بياموزد. شركت در همايش خاورشناسان اين فرصت را به من داد كه از تازهترين پژوهشها و طرحهای علمی كارشناسان اين رشته آگاه شوم و با پژوهشگران گفتوگو و تبادلنظر مستقيم داشته باشم. پروفسور كريستوف ورنر سرپرست بخش ايرانشناسی ماربورگ اظهار خوشحالی كرد كه ايران و ايرانشناسی جای شايستهی خود را در اينگونه همايشها پيدا كرده است. ۲۰ درصد از سخنرانيها و برنامههای فرهنگی ديگر در همايش ماربورگ به ايرانشناسی اختصاص داشت درحاليكه به گفتهی پروفسور فراگنر «پيشترها ما تنها يك محفلی در كنار كنگرههای شرقشناسی بوديم». برخورد با آن همه كارشناس زبانها و فرهنگ ايرانی كه بسياری از آنها حتا يك بار در ايران نبودهاند ولی به زبان فارسی دقيق و ظريف مينويسند و ميگويند، برای من بسيار لذتبخش بود. از سوی ديگر ديدار با استادان و دانشجويان دورههای عالی جالب بود كه از ايران آمده بودند و سخنرانيهای متنوع و برجستهای به زبانهای آلمانی و انگليسی داشتند. برای نمونه به سخنرانی همايون علم دربارهی اقليتها در فيلمهای ايرانی و مطلب دكتر فرزين بانكی دربارهی طالبف تبريزی و سفرنامههای خيالی و تربيتی او اشاره ميكنم. فرزين بانكی همچنين متن همكار و همراه خود آقای يوسفيفر دربارهی نقش آينه در ادبيات فارسی را به زبان آلماني، شيوا و زيبا ترجمه كرده بود كه خواند. اسکندر آبادی |
||||||||
|
||||||||


