پگاه جان!من از وقتي ايران بودم ازت خوشم مي اومد از بازيهاي راحتت توي فيلمها و اين كه هميشه به طرز غريبي خودتي..چقدر براي ديدن فيلم دختري با كفشهاي كتاني در انروزها اشتياق داشتم و چندي پيش يه فيلم ازت تو ايران البته سي ديشو ديدم كه از خونه خسته شده بودي و رفتي سفر..من تو ايران تغيير جنسيت دادم البته الان ساكن آمريكا هستم..يادمه يه وقتي /وقتي ايران بودم و خيلي احساس تنهايي مي كردم /از نامردي دوست پسرم خيلي دلگير بودم و واحساس مي كردم هيچكس نمي تونه سنگ صبورم باشه نميدونم با اينكه اصلا تورو از نزديك نميشناختم ولي به طرز غريبي احساس كردم تو تنهاآدمي هستي كه ميتوني منو درك كني! شايد بخاطربرداشتي بودكه از شخصيتت تو فيلمها پيدا كرده بودم. من فارغ التحصيل دانشگاهم و دوست دارم اينو متوجه بشي كه ماها دقيقا احساس وعواطف و فكرمون مثل شماهاست ..هيچ تظاهري توكار نيست..يه شوخي زشت طبيعت
و يه راز بزرگ خلقت..
1. ديوار برلين بيش از آنكه نماد تمدن يك سرزمين باشد آئينه دق است. يعني به يادمان مي آورد كه كمتر از بيست-سي سال پيش بود كه در دل جهان متمدن چنين وضعيتي حاكم بود. و البته نكته جالب توجه اينكه آلمانيها آيينه هاي دق شان را جلوي چشمشان نگه مي دارند تا مبادا يادشان برود كه بوده اند. اما اگر همچين چيزي اينورا بود حتما تا حالا هفت مرتبه تخريب و سوزانده شده بود و جاش يا پارك زده بودن يا توالت عمومي چون ما كلي خرج در و ديوارمون ميكنيم تا يادمون بره كي هستيم. البته نبايد فراموش كنيم كه رنگ آميزي ديوار به نوعي قابل تحمل تر كردن يادآوري آن است.
2. خودت هم ميدوني كه مسئله اصلي در اينجا جنسيت است. اصلا شكل اختلاف جنسي و تاكيد عجيب و غريب بر كارهاي زنانه (عمدتا آشپزي و منجليق دوزي و سنجاق زني و بچه داري و ....) و كارهاي مردانه (تامين اقتصادي منزل و فعاليتهاي سياسي و ...) خودش ريشه در تمايز عجيب رجال و غير رجال دارد. يعني لزوما نبايد زن باشي تا در گروه غير-رجال باشي. خلاصه اينكه قدرت در جامعه ما (و البته ساير جوامع در بعضي ها واضح و در باقيه مخفي) ريشه در همين تفكيك جنسيتي كاركردها دارد. درواقع جنسي قيم اند و جنس ديگر مقيم ...
3.يك اشتباه لپي. نوشتي كه:"امروز تصمیم گرفتم که پیش از رفتن به سینما و دیدن فیلمهایی که بدون اغراق هشتاد درصدشان بدند (معیار آنهایی هستند که تا حالا دیدهام)به قسمتهای مختلف برلین بروم و ...."
گمونم اشتباه نوشتي. چون اون فيلمهايي كه تا به حال ديدي معيار نيستند بلكه مصداق هستند. معيار اون چهارچوبها و نقطه نظرات ذهني تو هست كه از قبل داشتي و ريشه در رويكرد فني-هنري، بستر فرهنگي و سنت فكريت داره.
سلام بر پگاه آهنگراني عزيز
هر چند كه خسته نميشويد،اما خسته نباشيد
بهعنوان يكي از اهالي مطبوعات،يادداشتي كوتاه [و نقدگونه] در ارتباط با فيلم «درباره الی» نوشتهام.
عنواناش هست:
كبريت بيخطر! | يادداشتي «درباره الی»
http://karaa.blogfa.com/post-503.aspx
اميدوارم نگاهي بياندازيد.
راستي!
جاي «ما» هم فيلم ببينيد...
شاد باشيد.
هنوز یک دوجنسیتی در بین سیاستمدار آلمانی دیده نشده
اما محص اطلاع فرماندار برلین همجنس گراست
دوست پسرشان از بانیان آن بحش از جشنواره است که به همجنس گرامربوط می شه.پارسال هم به یک مستند ایرانی/آلمانی که درباه فوتبال زنان درایران بود جایزه داد
1.از حاشیه های خود جشنواره بیشتر بنویس
2. خوشبحالت تو برلین داری خوش میگذرونی ما اینجا تو صف سینما اسقلال واسه دیدن درباره الی مورد لطف نیروی انتظامی قرار گرفتیم
3.درباره الی در روز آخر جشنواره واسه سینماهای مردمی توقیف شد راستی اونجا مردم توقیف میدونند چیه؟؟
salam,khaste nabashyd,neveshteye emroozeton az hame behtar bood,sade,ravan,mofid,kam kam daryd karkoshte mishyd,axaton az dyvare berlin ham khoob bodan ba oon hesse gharyb,raje be chyzy ke behesh mygyd dojensy,yekam motale konid,ba yek roykarde yekam elmy,maghole kheily kheily jalbye,shad bashyd
سلام پگاه عزيز
يافتن تو اينجا برايم معجزه اي بزرگ بود
شايد باورت نشود براي اينكه بتوانم با شما ارتباطي برقرار كنم منت چه كساني را كشيدم
چه دوستاني نا خودآگاه بمن كمك كردند تا ردي از شما بيابم
و شايد باور نكنيد كه حتي در پايگاه فيلم سازي شما در تهران هم رفتم و بسته بود
شايد باور نكني اما تا مدت ها فقط مي خواهم در كف اينكه شما اينگونه معجزه آسا مي توانيد حرف هاي مرا بشنويد غوطه ور بمانم
اما چرا؟
من با شما چه كار واجبي داشتم؟
باور كنيد هنوز يكي از فيلم هاي شما را هم نديده ام
اما جايگاه روح شما در زندگي من چيست؟
خواهش مي كنم راهي در اختيارم بگذاريد تا داستان شگفت آور ديگري برايتان تعريف كنم
خوشحال مي شوم به وبلاگم سر بزنيد
می گم خوب حالا که فرصتش پیش اومده برین از چندتا از این بازیگران و کارگردانان معروفی که به اونجا اومدن راجع به سینمای ایران یه چند تا سوال ازشون بپرسین. به جون خودم خوبه ها !
امروز اینجا رو اتفاقی پیدا کردم و کلی از خوندن مطالبتان لذت بردم. کنایه هایی که غیره مستقیم می زدین برام جالب بودن ولی گویا بعضی خوانندگان متوجه شان نشدند...
ای کاش فرصت می کردین به شهرهای دیگه آلمان هم می آمدین و اونا رو از دید خودتون تعریف می کردین. Düsseldorf is a lovely city ;-)
براتون آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم در صورت امکان وبلاگی داشته باشین تا ایرانم از چشم شما بتوانیم ببینیم (یا بخوانیم)
چقدر خوب. امسال برلين پر از ايرانيهاست. چندتا از دوستانم كه آنجا بودند و چندتايي هم آمدند. شايد يكي دوتا را بشناسيد. فردين خلعتبري، حيدر ساجدي، محسن نامجو و ... ميدانستم چه خبر است من هم ميآمدم. حيف شد!
و يه راز بزرگ خلقت..
2. خودت هم ميدوني كه مسئله اصلي در اينجا جنسيت است. اصلا شكل اختلاف جنسي و تاكيد عجيب و غريب بر كارهاي زنانه (عمدتا آشپزي و منجليق دوزي و سنجاق زني و بچه داري و ....) و كارهاي مردانه (تامين اقتصادي منزل و فعاليتهاي سياسي و ...) خودش ريشه در تمايز عجيب رجال و غير رجال دارد. يعني لزوما نبايد زن باشي تا در گروه غير-رجال باشي. خلاصه اينكه قدرت در جامعه ما (و البته ساير جوامع در بعضي ها واضح و در باقيه مخفي) ريشه در همين تفكيك جنسيتي كاركردها دارد. درواقع جنسي قيم اند و جنس ديگر مقيم ...
3.يك اشتباه لپي. نوشتي كه:"امروز تصمیم گرفتم که پیش از رفتن به سینما و دیدن فیلمهایی که بدون اغراق هشتاد درصدشان بدند (معیار آنهایی هستند که تا حالا دیدهام)به قسمتهای مختلف برلین بروم و ...."
گمونم اشتباه نوشتي. چون اون فيلمهايي كه تا به حال ديدي معيار نيستند بلكه مصداق هستند. معيار اون چهارچوبها و نقطه نظرات ذهني تو هست كه از قبل داشتي و ريشه در رويكرد فني-هنري، بستر فرهنگي و سنت فكريت داره.
اول درجواب اون بنده خدایی که گفته بودما کنایه های پگاه ونمی گیریم می خوام بگم خیلی خوبم می گیریم!اما چون همواره در وطن عزیز هستیم واسمون طبیعیه!و مثه شما فرنگ نشینا واسمون رویدادهیجان انگیزی نیست!(باعرض شرمندگی ها!)خواستم بیشترباجواینجاآشنات کنم!
درضمن پیشاپیش بابت کامنت تکراری که بعذامیزارم معذرت میخوام،گفتم شاید نخوندیش!
خوش بگذره..
مسعودازمشهد
هر چند كه خسته نميشويد،اما خسته نباشيد
بهعنوان يكي از اهالي مطبوعات،يادداشتي كوتاه [و نقدگونه] در ارتباط با فيلم «درباره الی» نوشتهام.
عنواناش هست:
كبريت بيخطر! | يادداشتي «درباره الی»
http://karaa.blogfa.com/post-503.aspx
اميدوارم نگاهي بياندازيد.
راستي!
جاي «ما» هم فيلم ببينيد...
شاد باشيد.
اما محص اطلاع فرماندار برلین همجنس گراست
دوست پسرشان از بانیان آن بحش از جشنواره است که به همجنس گرامربوط می شه.پارسال هم به یک مستند ایرانی/آلمانی که درباه فوتبال زنان درایران بود جایزه داد
2. خوشبحالت تو برلین داری خوش میگذرونی ما اینجا تو صف سینما اسقلال واسه دیدن درباره الی مورد لطف نیروی انتظامی قرار گرفتیم
3.درباره الی در روز آخر جشنواره واسه سینماهای مردمی توقیف شد راستی اونجا مردم توقیف میدونند چیه؟؟
يافتن تو اينجا برايم معجزه اي بزرگ بود
شايد باورت نشود براي اينكه بتوانم با شما ارتباطي برقرار كنم منت چه كساني را كشيدم
چه دوستاني نا خودآگاه بمن كمك كردند تا ردي از شما بيابم
و شايد باور نكنيد كه حتي در پايگاه فيلم سازي شما در تهران هم رفتم و بسته بود
شايد باور نكني اما تا مدت ها فقط مي خواهم در كف اينكه شما اينگونه معجزه آسا مي توانيد حرف هاي مرا بشنويد غوطه ور بمانم
اما چرا؟
من با شما چه كار واجبي داشتم؟
باور كنيد هنوز يكي از فيلم هاي شما را هم نديده ام
اما جايگاه روح شما در زندگي من چيست؟
خواهش مي كنم راهي در اختيارم بگذاريد تا داستان شگفت آور ديگري برايتان تعريف كنم
خوشحال مي شوم به وبلاگم سر بزنيد
با تشكر
صبا جاويد
امروز اینجا رو اتفاقی پیدا کردم و کلی از خوندن مطالبتان لذت بردم. کنایه هایی که غیره مستقیم می زدین برام جالب بودن ولی گویا بعضی خوانندگان متوجه شان نشدند...
ای کاش فرصت می کردین به شهرهای دیگه آلمان هم می آمدین و اونا رو از دید خودتون تعریف می کردین. Düsseldorf is a lovely city ;-)
براتون آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم در صورت امکان وبلاگی داشته باشین تا ایرانم از چشم شما بتوانیم ببینیم (یا بخوانیم)
باز هم ممنون
دورود بر تو ، که دیدن از جاهای تاریخی و فرهنگی رو هم ، در برنامه خود داری ...
اگر میشد ،،، خود تو هم یک زمانی را برای گفتگو با هموتنهایت ( که در خارج از
کشور هستند ) به طور دسته جمعی ، شرکت میکردی ( مثلا در یاهومسنجر ، به طور کنفرانس)، و از تجربه و دیدهها و نظر
شخصی خود و گاهان ، سوال و پاسخی شرکت میکردی ، خیلی خوب میشد ، نه ...
موفق باشی