08.02.2009  
     
 
در باره‌ی الی
 
  ۷ فوریه.
فیلم درباره‌ی الی را دیدم. به قدری فیلم خوب بود که تمام اتفاقات این روز را به فراموشی سپردم و دائم تصویرهای فیلم جلوی چشمم است. نیم ساعت اول فیلم تکان دهنده بود و بقیه فیلم هم به طور غیر قابل باوری خوب بود. وقتی فیلم تمام شد فکر کردم بعد از چند سال در سینمای ایران بالاخره فیلم متفاوتی دیدیم. نمایش فیلم در برلیناله پالاست بود و از دو ساعت قبل از شروع فیلم خبرنگاران و مردم در کنار در ورودی جمع شده بودند تا بازیگران فیلم را ببینند. چون جمعیت خیلی زیاد بود مجبور شدم زودتر به داخل سالن بروم و نتوانستم آمدن اصغر فرهادی و بقیه بازیگران را به سالن از روی فرش قرمز تماشا کنم. داخل سالن حتا یک صندلی خالی هم نبود. و من مجبور شدم به طبقه سوم بروم و از آنجا فیلم را ببینم. به محض اینکه نشستم یک خانم آلمانی که کنارم نشسته بود ازم سوال کرد که ایرانی هستم یا نه. بعد از آنکه جواب مثبت دادم گفت که می خواهد سه ماه دیگر به مدت ده روز به ایران بیاید و الان در حال گرفتن ویزا و مقدمات سفر است. گفتم ده روز برای دیدن ایران واقعا زمان کوتاهی است. سوال‌های زیادی در مورد شهرهای مختلف و جاهای دیدنی کرد و اینکه آیا می‌شود در خیابان‌های ایران سیگار کشید و یا آنکه با چه پوششی باید در خیابان ظاهر شد و آیا هستند کسانی در ایران که زبان انگلیسی بلد باشند یا نه.







بالاخره فیلم شروع شد و آن خانم مجبور شد ساکت شود. در قسمت‌هایی از فیلم صدای فین کردنش را در دستمال کاغذی می‌شنیدم و وقتی زیر چشمی نگاهش کردم دیدم دارد گریه می‌کند. خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بود و دائم سر تکان می‌داد. وقتی فیلم تمام شد به طرف من برگشت و نظرم را درباره‌ی فیلم پرسید. گفتم، خیلی خوشم آمده. گفت، سوالی دارم: آیا به نظر شما این کاراکترهایی که در فیلم هستند پس زمینه‌ی سیاسی دارند و آیا فیلم می‌خواست حرفی سیاسی بزند یا نه؟ واقعا سوال خنده‌داری بود. نمی‌دانم چرا بعضی از خارجی‌ها فکر می‌کنند هر چیز ایرانی که می‌بینند باید حتما سیاسی باشد. و کلی هم از کشف‌های خود مشعوف می‌شوند. متقاعدش کردم که فیلم اصلا نگاه سیاسی ندارد.
بعد از فیلم اصغر فرهادی به همراه بازیگرانش به روی سن رفتند. استقبال تماشاچیان خیلی خوب بود. بعد از فیلم با چند نفر آلمانی صحبت کردم. همه از فیلم خوششان آمده بود. امیدوارم اتفاق خوبی برای فیلم بیفتد. شنیدم که فیلم را در جشنواره فجر نشان داده‌اند.

بعد از نمایش فیلم با دوستان تصمیم گرفتیم کمی پیاده‌روی کنیم. قدم‌زنان به جای عجیبی رسیدیم. سنگ‌های بزرگی که مانند سنگ‌قبرند کنار هم چیده شده‌اند. اندازه آنها متفاوت است.




یکی از دوستان توضیح داد، این مکان اسمش هولوکاست است و آرتیست خیلی مهمی این بنا را برای یادبود قربانیان هولوکاست ساخته است. معماری عجیبی دارد. در بین سنگ‌ها راه می‌رفتیم. در بعضی جاها که سنگ‌ها بلندترند فضا هم سنگین‌تر است.

بعد از نیم ساعت دوباره به کاخ فستیوال برگشتیم. با شیدا، یکی از خبرنگاران سایت سینمای ما قرار مصاحبه داشتم. جلوی هتل هایت پیدایش کردم. مصاحبه را با این سوال شروع کرد که چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی بین جشنواره برلین و جشنواره فجر است. با عرض پوزش از تمام دست اندرکاران جشنواره فجر باید بگویم که هر چه فکر کردم شباهتی بین این دو پیدا نکردم. و تفاوت‌ها هم به قدری زیاد است که نگفتنش بهتر است.

 
 
 
Pegah 08.02.2009, 11:03 # 15 کامنت‌
0 دنبالک‌
 
 
     
15 کامنت‌

  امیدوارم یه روزی خارجی ها توی ایران بتونن راحت زندگی کنند که اینهمه از ایران نترسند.دست به قلم خیلی خوبی دارید خانم آهنگری.  
  mohammmad | صفحه شخصی | ای-میل | 09.02.2009, 11:35  
 
 
  سلام خسته نباشید
امروز فقط کامنتهای هموطنانم را خواندم حوصله نداشتم مطالب پگاه رو بخونم واقعا به خودم بالیدم وفدای شما عزیزان من هم مانند شما همین حس را دارم دوست دارم پگاه در این مسابقه سربلند وموفق واز همه مهمتر شایستگی ولیاقت وتفاوت یک هنرمند ایرانی را با یک هنر پیشه خارجی به ظهور برسونه پگاه عزیز کمی عمیقتر با مسایل مواجه شو درسته این حس فلسفه زدگی در اعماق روح ووجود ما ایرانیان لبریز است تو باید از این ملت با این ظرافت نمایندگی کنی دوست داریم همگی تفاوتهای یک ایرانی با دیگران را حس کنند پس عزیز کمی به محتوا بپرداز
ودوباره تبریک به همه دوستان که در این مسابقه پگاه رو راهنمایی وتشویق می کنند
 
  لواسانی | صفحه شخصی | ای-میل | 09.02.2009, 09:38  
 
 
  سلام

خوشحالم که اونجا هم یکی پیدا شد که بغل دستت بشینه و توی دستمال کاغذی فین کنه !!
 
  الی | صفحه شخصی | ای-میل | 09.02.2009, 07:45  
 
 
  پگاه عزیز
نمی توان از همه خارجیها انتظار داشت اطلاعات کامل و بدون نقص از ایران داشته باشند سوال ان خانم هم البته به نظر من خنده دار نیست .مقایسه کن با اطلاعات جوانهای ما از المان وقتی که پند سال پیش تیم ملی المان به ایران امد ودر فرودگاه با هایل هیتلر و سلام نازی از انها استقبال شد.!!!!
 
  بهروز | صفحه شخصی | ای-میل | 09.02.2009, 07:13  
 
 
  درود !
خانم پگاه از بازی شما در "صداها" لذت بردیم !
بنای یادبود هولوکاست کاری ست از معمار معاصر " پیتر آیزنمن " که یهودی ست و اهل ایالات متحده !
 
  امین کیا | صفحه شخصی | ای-میل | 09.02.2009, 05:59  
 
 
  سلام:
اول: امیدوارم حسابی حالت خوبه خوب بشه تا بتونی از جشنواره لذت ببری.دوم: اینکه از ته اعماق قلبم ازت میخوام یه فیلم فقط یه دونه فیم روکوتاه یا بلندبه نیت من یکی بری یعنی قبلش توی دلت یواشکی بگی این فیلموبیادمسعودازمشهد میرم واگه این لطف رو کردی توی وبلاگت اون گوشه کناراش یه جایی که توذوق نخوره بیارکه چه فیلمی رو واسم رفتی وصادقانه بگو فیلمی که بیادمن رفتی چطوربوده؟
سوم:اگه یکم فضای جشنواره رو بیشترتوصیف کنی عالی میشه!البته میدونم وقت نمیکنی،خسته ای و...راستی من زادبوم واینجا دیدم(آره،تعجب نکن اینجام یه جشننواره ی دست و پا شکسته ای داریم!)(لبخند زدی؟نه؟خب ..لابدخسته بودی!)به هر حال من از فیلم خوشم اومدوسینمام حسابی پر شدو بعضیامجبوری روزمین نشستنوشبم آقای داوودی اومدسینماقدسو حسابی شلوغ شدامابه نظر من حقتو خورده بودن!(چرا؟)چون به نظرمن خیلی بیشترازاینامی شدرو شخصیت ساراپرداخت کردو اینکه
موقعی که داشتی ماجرای گندکاری مهدی رو واسه مریم میگفتی خیلی خوب در اومده بود.
(می دونم خوشحالی که چهارمی در کار نیست!)
مواظب خودت باش.منتظرم.
مسعودازمشهد

 
  مسعود | صفحه شخصی | ای-میل | 08.02.2009, 23:52  
 
 
  درود بر تو، چه خوب که به این بهونه گستره ای تازه رو تجربه می کنی. امیدوارم باز با فیلمهای خودت به این جشنواره ها بیای و احساس و اندیشه ی درونی تر ات رو به مردم نشون بدی.
شاد و پیروز باشی
رامین
 
  رامین ف | صفحه شخصی | ای-میل | 08.02.2009, 21:47  
 
 
  Pegah salam
emrooz khabare candida shodane Khatami bare entekhabat ro shenidam va koli yedafe raftam be 8 sale pish va yade to o baghiye bache ha oftadam . yadesh bekheir ke che roozayee bood
rasti man Shahriar am :)
 
  Shahriar | صفحه شخصی | 08.02.2009, 21:27  
 
 
  پگاه عزیز خسته نباشی
امیدوارم که رفع کسالت شده باشد. خیلی کار جالبی کردی که از کسالت خودت نوشتی این باعث میشود که مردم درک کنند که هنر مندان هم انسان هائی هستنئ مثل دیگران و مثل بقیه سرما میخورند و حق دارند که کسل باشند و یا دلخور شوند.من هر روز یادداشتهایت را دنبال میکنم از اینکه خیلی ساده و بی آلایش مینویسی خوشحالم.گزارش های رسمی را میتوان در سایت رسمی فستیوال خواند ولی اینکه یک تماشاچی تحت تاثیر قرار میگیرد و گریه میکند و تمرکز حواس بغل دستی را با فین کردنش به هم میزند به ندرت در جائی نوشته میشود. میدانم که برلین برایت بیگانه است و برلین شهری است با شناسنامه(عاریه از یادداشتهای خودت). تجربه من این است که اینجا همه چیز شناسنامه دارد. شاید بهتر باشد که هر وفت از بنائی یا یک اثر هنری نامی میبری شناسنامه آنرا پیدا کنی و این کار دشواری نیست کافی است در سایت شهر برلین دنبال آن بگردی تا مشخصات کامل آنرا به دست آوری. برای مثال بنای یادبود قربانیان هولوکاست. حتمامیتوانی نام هنر مندی که آنرا خلق کرده است را پیدا کنی. نام او Peter Eisenman است.
برایت آرزوی روزهای خوبی در برلین دارم
عباس دانمارک
 
  عباس | صفحه شخصی | 08.02.2009, 20:45  
 
 
  پگاه‌ِ عزيز!
اگر آن خانم آلماني را بر حسب ِ تصادف [و همانند فيلم‌هاي هندي]دوباره ديدي، به‌او بگو:از ديروز كه آسمان تهران گريست،مي‌توان در خيابان قدم زد و احيانا سيگار هم كشيد!
 
  ح.ش | صفحه شخصی | ای-میل | 08.02.2009, 18:31  
 
 
  خواهر عزیزم؛ پگاه نازنین، مشاهداتت را هر روز در اینجا می خوانم و لذت می برم. دیشب "درباره ی الی" را در جشنواره فجر دیدم. انصافا کار قابل توجهی بود؛ به قول یکی از بچه ها "درباره ی الی" را باید با مقیاس بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران سنجید. امیدوارم در جشنواره برلین هم به اندازه یی که شایستگی شو داره دیده بشه... . راستی! مطمئنم غیر از مواردی که اینجا می نویسی مشاهدات دیگری هم از فستیوال برلین داری که وقتی برگردی جویای شنیدنش هستم. امیدوارم به زودی در تهران ببینمتون.موفق باشی  
  امید ایران مهر | صفحه شخصی | ای-میل | 08.02.2009, 17:39  
 
 
  پگاه مهربان ، سلام و خسته نباشی‌

با پوزش ، لازم میدانم چند نکته را را بیان کنم ، ( علت آن هم به خاطر ، تجربه یی است که در غربت آموخته‌ام ... )

هر چند کوشش میکنی‌ ، نوشتارت ، ساده و در عین حال گویای ، مطالب دیدنی‌ تو باشد ... که جائ تشکر دارد ،

ولی‌ پیشنهاد می‌کنم : فکر کن ، برلین - تهران است و برلیناله - جشنواره فجر است ... در اینصورت خواهی‌ توانست ، وقایع را هم راحتتر ببینی‌ و هم راحتتر شرح دهی‌....

اختلاف زبان و فرهنگ - اینطور برایت ، قابل هضم تر ، و نوشتارت ، زیباتر خواهد شد ...

مجددا پوزش ...

موفق باشی‌ ، هممیهن گرامی‌

 
  maler | صفحه شخصی | ای-میل | 08.02.2009, 15:30  
 
 
  1. برام جالبه كه ما ايرانيها عموما ادعا مي كنيم كه ايران در رسانه هاي اونور خوب نشون داده نميشه و مثلا احمدي نژاد نماد مردم ما نيست و ما اين همه هنر و فرهنگ و تمدن و ... داريم. البته قبول دارم كه رسانه هاي بين المللي عمومي در پسرفته نشان دادن ايران افراط مي كنن. اما با يه چرخي توي كوچه ها و مخ آدمهامون ميشه فهميد كه اصلا ربطي به قانون نداره و اتفاقا احمدي نژاد يا حداقل شكل تفكر پوپوليستي عوام پسندانه نماينده طرز فكر اغلب ايرانيهاست و اون همه سال تمدن رو هم بذاريم دوم كوزه آبش رو بخوريم و اتفاقا هنوز هم اگه يه خانم تو خيابون سيگار بكشه (با اينكه هيچ قانوني عليه ش نيست) كلي نگاه منفي رو بايد خريدار باشه كه مثلا طرف اينكاره است...
2. برام جالبه كه علي رغم سياست زدايي ها و سياست گريزي هايي كه اخيرا توي كشور ما مد شده، يك اثر هنري هر چقدر هم كه سعي كنه غير سياسي باشه ذاتا سياسيه. البته اين مختص به جامعه ما نيست. تو هر وقت يك اعتراض صنفي كني عملت خود به خود سياسي ميشه يا اينكه هر وقت توي ورزش 4 نفر رو نقد كني عملت سياسي محسوب ميشه ( نمونه بارزش همين فردوسي پور). در واقع الان مسئله اين نيست كه ما بخواهيم سياسي حرف بزنيم يا نه بلكه مسئله اينه كه ما هر حرفي بزنيم سياسيه. اما رويكرد استعمار زده غالب در جامعه كه سياست رو چيز بد و آلوده و كثيف و بي پدر مادري مي دونه، نه تنها باعث نميشسه اعمال ما سياسي نشه بلكه فقط ما رو به يك سري سوژه سياسي منفعل تبديل ميكنه كه همه كارمون سياسيه اما خودمون مثل كبك سرمون رو كرديم توي روزمرگيمون. در چنين زمانه اي اتفاقا بايد بر هر پتانسيلي براي برون رفت از وضعيت فعلي يعني هر كنش سياسي‌اي تاكيد نمود. پس فيلم اصغر فرهادي سياسي هست چه تو بخواي چه نخواي و حتي چه اصغر فرهادي بخواد چه نخواد. چه بهتر كه فيلم رو از زير سلطه "نيت سازنده" اش خارج كنيم و در مناسبات قدرت، بستر اجتماعي و خط مشي هاي سياسي بازخونيش كنيم. يعني اين همون كاري بود كه اون خانم آلماني (ناخودآگاها و به واسطه بستر فرهنگي/تاريخي اش) انجام داد و اتفاقا تو ازش سر باز زدي...
3. گمونم سخت ترين سوال رو ازت پرسيد (شباهت جشنواره هاي فجر برلين)و تو هم راحت ترين جواب رو بهش دادي: "هيچي".
 
  محمد اردبيلي | صفحه شخصی | ای-میل | 08.02.2009, 14:45  
 
 
  این مکان اسمش هولوکاست نیست، بلکه یادبود قربانیان هولوکاست است و حجم‌های به کار رفته در آن همه بتونی هستند.

طراحی این بنا الهام‌گرفته از گورستان‌های نظامی‌ست. ضمن این‌که رنگ خاکستری بتون می‌تواند نوعی استعاره برای خاکستر قربانیان باشد.
 
  پدرام | صفحه شخصی | ای-میل | 08.02.2009, 14:23  
 
 
  گزارش جالبیه ،فردا از اول میخونمش.
از آقای دویچه وله تشکر ویژه میکنم.
 
  لی لی | صفحه شخصی | ای-میل | 08.02.2009, 13:29  
 
 
نام
ای-میل
آغاز
کامنت (نظر)
dw-world.de/persian